|
بسیج خواهران(پایگاه محدثه)مسجد امام حسین(ع)-پرند |
مهدی خانعلیزاده : سرکار خانم پگاه آهنگرانی؛ سلام! یادداشت شما درباره برنامه هفت و گفتگوهایی که در آن مطرح شده را که در روزنامه «اعتماد» خواندم، ناغافل یاد رنگپاشی به بنرهای فیلم «قلادههای طلا» افتادم. تا قبل از خواندن یادداشت شما گمان میکردم که دوستان و مبارزان همراه با جنابعالی دست به این اقدام غیرفرهنگی و چماقدارمآبانه زدهاند اما بعد از توضیحات دقیق و علمی شما متوجه اشتباه خودم شدم و فهمیدم که امکان ندارد این کار توسط روشنفکران و متفکران اهل گفتگویی چون دوستان شما صورت گرفته باشد و قطعا از طرف دوستان من که اساسا اهل گفتگو نیستند، صورت گرفته است. در همین افکار بودم که ناگهان یاد کمپین فحاشی و توهین به «لیلا اوتادی» و «محمدرضا شریفینیا» و «امین حیایی» افتادم که آنها هم حتما توسط رفقای ما تشکیل شد؛ وگرنه ساحت مقدس و متفکر شما و دوستان شما در سینما از دست زدن به چنین جنایاتی واقعا پاک و منزه است. موهای دختر «علیرضا افتخاری» را هم من و دوستانم به جرم روبوسیاش با رئیس جمهور منتخب ملت، در دانشگاه کشیدیدم و فحشش دادیم و کتکش زدیم. نعوذبالله اندکی هم ذهنتان به سمت اینکه همفکران شما چنین اقداماتی انجام داده باشند، نرود. مگر میشود متفکران، روشنفکران اهالی گفتگو و نقدی همچون شما و دوستانتان با «چماق» وارد فضای فرهنگی شوند؟ استغفرالله... خانم آهنگرانی؛ در یادداشتتان که درباره سخنان نیروهای ارزشی سینما در برنامه «هفت» این هفته بود، گفتهاید که «نکته جالب این بود که یکهو همه این آدمها طرفدار سینهچاک نقد و گفتوگو و تعامل و ادبیات سازنده و این قبیل موارد ممنوعه شدند که تا دو سال پیش اگر این کلمات را جلویشان به زبان میآوردی، آنچنان پوزخند معنیداری (به این معنی که این حرفهای بچهمدرسهیی چند منه؟) تحویلت میدادند که تا مدتها نطقت کور میشد، و باز جالبتر اینکه تا همین دو سال پیش، این طرفهای درگیر همه در یک طرف مشغول قربانصدقه رفتن یکدیگر بودند و این اصطلاحات را کالای وارداتی غرب و استکبار میدانستند که مشتی سوسول و روشنفکرنما آن را به کار میبندند. تغییر آدمها در عرصه سیاست تا اندازهیی قابل درک است، ولی این بزرگواران که همه مدعی کار فرهنگی هستند، حتما میدانند که اینگونه تحولات در آدم یکشبه اتفاق نمیافتد، که اگر بیفتد باید به عمق و صداقتش شک کرد» اما نگفتهاید که ما کی و کجا چنین سخنانی را مطرح کردهایم؟ مسعود دهنمکی که شما در مستند خودتان او را "سردسته چماقداران" معرفی کردهاید، از به قول شما چماقداری اکنون به فیلمسازی رسیده و حرفهای و ایدئولوژیهایش را روی پرده سینما عرضه میکند اما دوستان شما چگونه از "گفتگوی تمدنها" به آتش زدن سطل زباله در خیابانهای تهران رسیدند؟ شما که اهل گفتگو و تعامل بودید، در جلسههای زیرزمینی براندازی چکار میکردید؟ ما که چماقداریم اما شما که فرهیخته و اهل فرهنگ مباحثه هستید چرا به فحاشی علیه "قلادههای طلا" روی آوردید؟ نکند زبانم لال شما هم دچار استحاله شدهاید؟ دختری با کفشهای کتانی؛ اشتباه گرفتهای؛ مخاطب یادداشتت را باید در میان دوستانت جستجو کنی. همان دوستانی که "جامعه مدنی" هابرماس میخواندند و 18 تیر فقط به شرط بیان "مرگ بر فلانی" اجازه عبور به ماشینها از خیابان انقلاب را میدادند؛ همان دوستانی که از گفتگوی تمدنها صحبت کردند اما فرجامی به جز فحاشی به حکم اسلامی قصاص در روزنامه "نشاط" نداشتند؛ همان دوستانی که فحاشی هاشم آغاجری به مرجعیت شیعه را تقدیس کردند و اکنون بازی یک بازیگر در یک فیلم را تقبیح میکنند. بله؛ آدرس را اشتباهی آمدهای... اگر ما آن روز "گفتگوی تمدنها" را مسخره میکردیم، چون میدانستیم اگر آب باشد، شما و دوستانتان کوسههای قابلی هستید که حتی از برهنه کردن یک بسیجی در ظهر روز عاشورا هم ابایی ندارید. شما و دوستان و همفکرانتان، اعتقادی به گفتگو و مباحثه ندارید. به قول سلحشور "آژانس شیشهای"، شما فقط حرف می زنید. پایش که بیفتد از هر دیکتاتوری پینوشهتر و از هر فاشیستی هیتلرتر خواهید شد؛ موضوعی که در سال 88 و در کف خیابانهای تهران به اثبات رسید و نشان داد اگر بنا به چماقداری باشد، شما با سابقه درخشان عمو گنجی در خرد کردن پیشانی مخالفان، گوی سبقت را از هر مدعی خواهید ربود. بازیگر ارجمند سینمای ایران؛ یادداشت شما بسیار محترم و قابل اعتنا است اما به نظرم به جای انتشار در روزنامه اعتماد، باید برای جعفر پناهیها و محمد نوریزادها پست شود تا شاید تلنگری بخورند و بفهمند که بسیار تفاوت است میان نقد و مباحثه و گفتگو با فحاشی و هتاکی به اعتقادات یک ملت سربلند و مغرور. یادداشت شما باید برای مرجان ساتراپی ایمیل شود تا بفهمد تفاوت بسیاری است میان انتشار آزاد افکار مختلف با به تمسخر گرفتن فرهنگ شهادت و دفاع مقدس. یادداشت شما باید برای گلشیفته فراهانی فرستاده شود تا بداند تفاوت بسیاری است میان انتخاب آزاد نوع پوشش و توهین و زیرپا گذاشتن اعتقادات مقدس هموطنانش. بله خانم آهنگرانی؛ این ما نیستیم که از گفتگو و مباحثه و نقد و مذاکره و رایزنی متنفریم؛ بلکه این شما هستید که تحت پوشش این الفاظ شیک و زیبا، چماق سنگین خود را پنهان کردهاید و منتظر فرصت هستید تا رخ بنمایانید. [ ۱۳٩۱/٢/۱۸ ] [ ۱٠:۳۸ ب.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
«امریکا بیشتر از سه دهه است که برای سرنگونی حکومت ایران هزینههای هنگفت میکند اما تمام این برنامهها با یک سخنرانی او بر باد میرود.» شاید آن روزی که فرید زکریا سردبیر مشهور مجلسه نیوزویک این مطلب را درباره رهبر انقلاب میگفت، کسی از اهمیت و خشم مقامهای امریکایی از قدرت بینظیر تصمیمگیری و هدایت حکومتی ایشان به طور جدی آگاه نبود اما اکنون نشریات و رسانههای خبری مطرح جهان، ضمن اعتراف به قدرت بالای مدیریت سیاسی مقام معظم رهبری، از فعالیت نهادهای متعدد اطلاعاتی و جاسوسی برای تحلیل رفتارهای سیاسی ایشان خبر میدهند. به گزارش رجانیوز، خبرگزاری رویترز بهتازگی پیش از آغاز دور جدید مذاکرات ایران با گروه موسوم به ۱+۵ در مقالهای که در وبسایت خود منتشر کرده، از فعالیت شبانهروزی مراکز وابسته به سازمان اطلاعات مرکزی امریکا (سیا) برای تحلیل روانشناسی سیاسی مدیریت سیاست خارجی در ایران و اهمیت ویژه این مراکز برای سران کاخ سفید خبر داده است. از سوی دیگر، چند روز پیش هم روزنامه «نیویورک تایمز» در مقالهای در همین رابطه نوشت: «سازمان سیا دائماً بیانات رهبر عالی ایران را رصد میکند اما مشکلی در این میان وجود دارد. او همواره با زبان دین سخن میگوید و تحلیل این مطالب برای تحلیلگران سرویس جاسوسی امریکا دشوار است.» مخاطبان رجانیوز میتوانند متن کامل ترجمه مقاله خبرگزاری رویترز در این زمینه را در ادامه بخوانند: وقتی دیپلماتهای امریکایی میخواستند خود را برای حضور در مذاکرات دور جدید با ایران به واسطه گروه ۵+۱ آماده کنند، با یکسری اسناد محرمانه و توسعه یافته توسط سازمانهای اطلاعاتی امریکا تغذیه شدند؛ اطلاعاتی که در مورد نحوه رفتار و مواضع رهبران کشورهای خارجی بود. یکی از واحدهایی که دست به این اقدام میزند، در سیا مستقر است و با نام "مرکز تجزیه و تحلیل پزشکی و روانی" فعالیت میکند که اعضای آن را کارشناسانی با درجات بالا در علوم سیاسی، روابط بینالملل، مردمشناسی، روانشناسی و برخی تصمیمگیران سیاست خارجی امریکا تشکیل میدهند. با این حال، یکی از نقدهای اساسی که به این مراکز وارد میشود، ارائه توصیفات کلی درباره رهبران خارجی است که نه تنها کمکی به مقامات کاخ سفید نمیکند، بلکه زمینهساز گمراهی آنان نیز میشود. البته امریکا نقش کلیدی در مذاکرات استانبول ندارد و تصمیم نهایی را اجماع ایران و همه شش کشور خواهند گرفت اما به هر حال امریکا نیز در این ماجرا سهم و نقشی دارد که میخواهد آن را به بهترین صورتی که مورد تایید منافع این کشور باشد، انجام دهد. در همین راستا یکی از مقامات بلندپایه ایالات متحده گفته که (آیتالله) خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران حرف اخر را در سیاست خارجی ایران میزند و شخص وی تصمیمساز نهایی در زمینههای امنیتی است. شناخت روحیات رهبر ایران از آنجایی که بیشتر از ۳۰ سال است که روابط سیاسی ایران و امریکا قطع شده، برای تحلیلگران و تئوری پردازان غربی ناشناخته است و سازمانهای جاسوسی امریکا تاکنون با تجزیه و تحلیلهای نادرست از شخصیت وی، تنها سبب مات شدن سیستم سیاست خارجی این کشور در برابر ایران شدهاند. مقامهای پیشین امریکا و البته کارشناسان ایرانی مراکز امنیتی این کشور میگویند که (آیتالله) خامنهای با جدیت و قدرت به آرمانهای مرحوم روح الله خمینی پایبند است و با جایگاه مذهبی بالا و معتبری که دارد، به خوبی توانسته مانعی بلند بر سر اهداف و منافع غرب در منطقه خاورمیانه باشد. استقامت آیتالله خامنهای بر مواضع ضد امریکایی موجب شده تا همگان بفهمند که او هرگز زیر فشارهای سیاسی، تن به مذاکره و کوتاه آمدن از مواضع خود به ویژه در مذاکرات اخیر نمیشود. مدیر بخش روانشناسی سیاسی دانشگاه جورج واشنگتن امریکا درباره شخصیت رهبر ایران گفته است: او همیشه به عنوان یک متعادل کننده در فضای داخلی ایران عمل کرده است و با هوشمندی خاصی توانسته ایران را در زیر تمام فشارهای تحریم، فشار سیاسی، آشوبهای داخلی و حتی سایه جنگ، تبدیل به یک مشکل بزرگ برای امریکا در خاورمیانه و حتی فراتر از آن بکند. در حال حاضر، ارزیابی اطلاعاتی ایالات متحده از تصمیم رهبر ایران این است که وی قصد ساخت سلاح هستهای را ندارد و به جمله وی در زمینه گناه بودن استفاده از سلاح هستهای استناد میکنند. اما برخی دیگر از کارشناسان این مساله را رد میکنند و معتقد به برخورد جدی با پرونده هستهای ایران هستند. با این حال، یکی از اساتید دانشگاه جورج تاون معتقد است که این اظهارات آیتالله خامنهای، نه از موضع شعف و تحت فشار سیاسی که یک بیانیه محکم مذهبی در زمینه حرمت استفاده از سلاح هستهای است که بسیار هوشمندانه مطرح شده و به وضوح مخالفت ایران با در اختیار داشتن سلاح هستهای را اعلام کرده است. شاید حرف نهایی را باید از استاد خاورمیانهشناسی در آکادمی نیروی دریایی ایالات متحده شنید که درباره رهبر ایران گفته است: «او واقعا فردی متفاوت است. با وجود انقلابی بودن و مخالفت با سیاستهای امریکا، اصلا حس نفرت را در شما به وجود نمیآورد و برخلاف برخی از مذهبیها، به دنبال اعمال فشار به شما برای تغییر سبک زندگی موردعلاقهتان نیست. آیتالله خامنهای یک رهبر واقعی است.» [ ۱۳٩۱/٢/۱ ] [ ۱٢:۳٩ ب.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
استاد ابوالفضل بهرام پور از قرآن پژوهان کوشای معاصر است که از سالهای پیش از انقلاب در تالیف کتب درسی با شهید آیتالله محمد حسین بهشتی و شهید باهنر در زمینهی مسائل قرآنی و دینی همکاری داشتهاست. کوشش و هدف وی ناظر به آسان سازی فهم قرآن برای عامهی مردم است و یک سلسله تفسیرهای تک سورهای آموزشی کم حجم دارد. از جملهی سورهی محمد، سورهی فتح، سورهی حجرات، سورهی «ق»، سورهی ابراهیم، سورهی ملک، سورهی جمعه، سورهی منافقون و سورهی حجر. این استاد قرآن کریم در نوشتهای به نقد فضای حاکم بر صداوسیما بهویژه برنامههای نوروزی و سینما پرداخته و این نقد را در اختیار رجانیوز قرار داده است که متن کامل آن در ادامه میآید:
جناب آقای ضرغامی رئیس محترم صدا و سیما و جناب آقای دکتر حسینی وزیر محترم ارشاد سلام علی من اتبع الهدی. با کمال تعجب میبینیم مسئلهی اسلامی محرم و نامحرم توسط پارهای کارگردانهای مورد سؤال، درفیلمها و سریالها به استهزا گرفته میشود. مثلاً در فیلم «ورود آقایان ممنوع»، آقا انگشت خود را بر صورت زن نامحرم فرو میبرد تا حساسیت او را نسبت به نامحرم برطرف سازد. میبینید که این حساسیت مبارک را چگونه پخمگی معرفی میکند و بعدها همین زن حجاب را ور میاندازد و رعایت نامحرم را خرافه تلقی میکند. در صورتی که قرآن کریم روی عفت عمومی با بیان جزییترین مسائل محرم و نامحرم، شدیدترین حساسیت را نشان داده است به دلیل اینکه قرآن غالباً جزئیات احکام را بیان نمیکند به طوری که فرموده است، نماز را اقامه کن، بعد بیان جزئیات آن را به پیامبر (ص) وامیگذارد ولی در مورد عفت عمومی، با حساسیت تمام جزییترین مسائل را بیان می کند آنجا که با دو خطاب مستقل مذکر و مؤنث می فرماید: ای پیامبر! به مردان مؤمن بگو نگاه خود را بر نامحرم کوتاه کنند و به زنان مؤمن بگو نگاه خود به مردان را کوتاه کنند (نور / 30)، زنان صدای خود را در مقابل نامحرم نازک نکنند، و... در روایات معصومین نیز کیفر سنگینی برای حریم شکنان عفت عمومی تعیین نمودهاند از این رو مقام معظم رهبری این همه به شماها تأکید فرمودهاند که حدود شرع را کاملاً رعایت کنید پس چرا عمل نمیکنید، ولایت پذیری باید در عمل ظاهر شود. آنگاه میبینیم در این فیلم، این مسائل به استهزا گرفته شده و ارشاد هم با تأیید چنین فیلمهایی آیات قرآن کریم را پشت سر می اندازد و شما هم آن را پخش مینمایید. امام راحل وقتی در آخر فیلمی در معرفینامهی آن، نام عوامل سازنده را مشاهده کرد، به رئیس صدا و سیما حاکمانه فرمود در این فیلم بازیگران، مرد و زن بودند ولی دیدم گریمکنندگان همه مرد بودند! و از آن پس گریم کنندگان زن و مرد مستقل شدند. این امر یعنی مسئلهی عفت عمومی یک حکم قرآنی است. این چه فکری است که از شما آقایان مسئول امور فرهنگی اعم از صدا و سیما و ارشاد مفهوم می شود «برای اینکه مردم را از ماهوارهها و فیلمهای بد دور کنیم، مقداری هم شبه ماهواره پخش کنیم و خوانندههای معلوم الحال غرب زده را نمایش دهیم.» شما آقایان تکلیف دارید با تولید برنامه های مقبول، منحرفان را جذب کنید نه آن که خودتان جذب منحرفان شوید و به قیمت ناراضی کردن صاحبان متدین انقلاب، آنها را راضی کنید. لذا قرآن پیش بینی کرد و فرمود لکم دینکم و لی دین.... یعنی به کسانی که شما را به سازش در اصول و فروع دین میخوانند بگویید ما یک وجب از اصول و فروع دین خود عقب نشینی نمیکنیم، شما را دین و مکتب خود، ما هم اسلام سازش ناپذیر با انحراف و التقاط را خواهیم داشت. من تعجب میکنم که مسئول محترم صدا و سیما، چگونه اجازه میدهد که فیلمهای استهزاکننده اصول و فروع دین پخش گردد. چرا باید در تلویزیون جمهوری اسلامی چندین بار فیلم «ورود آقایان ممنوع» پخش گردد؟ شما آقایان سیما و ارشاد دانسته یا نادانسته، حکم مستر همفر جاسوس انگلیسی سابق را پیاده میکنید که گفت اگر سه کار در کشورهای اسلامی انجام بگیرد، نفوذ فرهنگ و استعمار ما در آنجا عملی شده است. 1 ـ مردم را از روحانیت و مرجعیت جدا کنید و راه این است که شخصیت آنها را در ذهن عوام تخریب کنید 2 ـ حجاب زنان را بردارید. و عفت عمومی را مبتذل نشان دهید 3 ـ موسیقی را عمومی کنید. و الان میبینیم علاوه بر صدا و سیما در فرودگاهها، سالنها، آسانسورها و پشت گوشیهای تلفن و موبایل انواع موسیقیها گذاشتهاند و همچنین درتالارها خوانندهی معلوم الحال، مردم را بلند میکند و با ترانه و موسیقی مردم را میرقصاند و سیما هم مأمور پخش آن میشود. هر چه واعظان و عالمان دین کار تربیتی می کنند، عوامل حوزهی شما کار آنها را ضایع می-کنند. مؤمنین از شما انتظار داشتند که اسلام نزد شما عزیزتر باشد، خواهش میکنم درست عنایت فرمایید. آیا شما تحلیل و مفهوم این آیه را میدانید یا نه؟ به فرض اگر میدانید پس چرا برخلاف آن موضع گرفتهاید و اگر نمیدانید پس توجه فرمایید و خود را از خطر محاکمه خداوند برهانید. قرآن کریم فرمود «لقد کان لکم فی رسولالله اسوه حسنه» یعنی ای بندگان من! خود را از لحاظ رفتار و افکار شبیه پیامبر (ص) و اهل بیت او کنید تا بهشت برای شما باشد. در حال حاضر شبیهترین مردم به پیامبر (ص) که اعمال و رفتارشان الگویمان باشد، چه کسانی هستد؟ الگوی ما شخصیتهایی مانند امام خمینی، مقام معظم رهبری، علما و مراجع، نخبگان علمی، شهدا و... هستند که باید شرح حال زندگی آنها از کودکی تا زمان حاضر مطرح شود تا معلوم شود در زندگی آنها، کدام عمل تقوایی و عمل صالحی نقطهی عطف موفقیت آنها در تمام عرصههای زندگی شده تا به این مقام دست پیدا کنند. گفتهاند شهید بهشتی در 17 سالگی نماز شبش ترک نمی شد یک بار پدر ایشان با استفاده از تاریکی شب به قنوت طولانی او گوش داد که عرضه میدارد بارالها کاری کن یک گوشهی مسئولیت اسلام بر دوش من باشد (آیا این برای جوانان آموزنده نیست؟)
حالا من از جناب آقای ضرغامی میپرسم: در لحظات مهم تحویل سال که زمان توجه دادن مردم به خدای تعالی و دعا و شنیدن نصایح شخصیت های دینی و سیاسی مقبول بود، چه کردید شما امسال بر خلاف سالهای قبل این لحظه ها را به بیراهه کشاندید و در تمام کانالهای سیما هنرپیشه ها و بازیگران زن و مرد را ارائه دادید. آیا هر بازیگر زن الگوی حجاب زنان ایران است؟ آیا هنرپیشهها و بازیگران زن و مرد الگوی ما هستند ؟ آیا آنها در اعمال و اعتقادات خود شبیهترین اشخاص به پیامبر اسلام هستند که در تمام کانالها شرح حالشان به مردم تعلیم میشود؟ آیا صالحتر و مومنتر از آنها که اسوة نبوی باشند نداشتید که به مردم معرفی کنید ؟ تازه عدهای از آنها هنرپیشههای زمان شاه بودهاند. مصاحبه و گفت و شنود با آنها در مقابل دیدگان داخل و خارج از کشور چه ارزش دینی و سیاسی و انقلابی داشت؟ کدام پیام معناداری را منتقل کردید؟ شما امسال از اکثر خط قرمز ها عبور کرده و در همایش ها از زنان و مردانی که در سیما ممنوع التصویر بودند دعوت کردید؟ با وضع پوششهای نامطلوب در صورتی که آنها قبلاً مهمانهای ممنوع بودند ولی چرا امسال گرامی داشته شدند!؟ و خوانندههایی که به سبک غربی می خواندند عرضه شدند. و حالا در این دههی اول فاطمیه می بینیم یک مرتبه سیما سیاهپوش می شود و نوحهخوانی و خطابه راه می افتد که از تعادل خارج می شود و به ذهن می رسد که گویی قرار است رضایت دو طیف تبلیغ کننده و مذهبی ها جلب شوند. برای چه؟ آیا آسان جلوه دادن روابط غیر مشروع میان زن و مرد نامحرم، ایستادن در برابر احکام قرآن هست یا نه؟ آیا پخش فیلمی با چنین محتوا از نظر شما چه حکمی دارد و جناب آقای وزیر ارشاد که برای فیلم های بدتر از آن مجوز صادر می کند چه نظری دارد؟ من به یکی دو نمونه از آنها اشاره می کنم. جناب آقای ضرغامی که بخشی از امور فرهنگی کشور در اختیار شماست، در حضور شما فیلمی پخش میشود که زن شوهردار دوباره با نامزد قبلی که پسرعموی او بوده، ارتباط برقرار می کند. سپس در آخر معلوم میشود به علت دلداری به پسرعمویش که سرطان داشته مدتی به خانه او می رفته و وقتی شوهر او غیرتی می شود، زن با تعریف ماجرا تبرئه می شود. همه میفهمند که در این فیلم هدفی جز حریمشکنی محرم و نامحرم و عادی جلوه دادن روابط نامحرمان وجود ندارد. از شما میپرسیم که این آقای سرطانی برادر و یا خواهری نداشت که از او پرستاری کند و لازم نباشد که زن جوان شوهرداری، تا بعد از نیمه شب راهی خانهی نامزد قبلی شود؟ این گونه توجیحات برای فریب مسئولان ساده لوح و یا توجیحی برای افرادی است که دغدغهی دینی ندارند. در فیلم دیگری طعنهی کلاسیک نسبت به روحانی که در لباس سرباز امام زمان علیهالسلام است، القا می شود و روحانی مورد تحقیر قرار می-گیرد. و توجیه در تأیید این فیلم این بوده است که ما می خواهیم روحانی غیرواقعی را نشان دهیم در صورتی که از طریق همین دفاع بد، روحانی واقعی هم تخریب می شود. من از طلبههای جوان درشگفتم که آیا فقط ما مکلف هستیم از این لباس مقدس دفاع کنیم، چرا آنها بعد از این قبیل فیلمها درس را تعطیل نکردند ونگفتند باید تکلیف ما با این توهین و تحقیر مسائل اسلامی که کار تبلیغی ما را ضایع می کند روشن گردد بالاخره ما ترویج اسلام و قرآن بکنیم یا نه؟ همچنین با مجوز ارشاد فیلمی در سینماها اکران میشود که زندگی خصوصی خانواده را ارائه میدهد که کاملاً فرهنگ دینی خانوادة ایرانی را از هویت خالی میکنند [بعداً معلوم خواهد شد که در این گونه فیلمها و اکران و پخش آنها چه دست هایی در کار بوده است] آیا خبر دارید که غالباً برنامههای مفید مانند سخنرانی اشخاص برجسته و مقبول دینی و سیاسی، در زمانهای سوخته، مثلاً دوساعت بعد از نیمه شب پخش می شود ولی فیلمها و سریالها و برنامههای بیهوده در ساعات پربیننده پخش میشود. کسانی مصمم شده و دستور دشمن را عملی میسازند که فرهنگ دینی مردم را به تدریج معدوم سازند. معلوم است که وقتی مردم عقیدهی صحیح اسلامی را از دست بدهند به هر سو رانده خواهند شد. یکی از پیروان امام باقر علیهالسلام با شخصی که به تناسخ اعتقاد داشت، مراوده می کرد. امام به او فرمود: یا با او باش یا ما! زیرا عقیده است که عمل را تولید میکند. پس مسئولین برای اینکه خطای فکری نداشته باشند، باید عقاید خود را اصلاح کرده و به افکار خود رنگ قرآنی بدهند. شما نگویید مگر ما رنگ قرآنی نداریم؟ باید عرض کنم عدهای از مسئولین نظام که قصد بدی هم ندارند، افکارشان قرآنی نیست، مثلاً در مورد حجاب میگویند ما اول باید کار فرهنگی کنیم و تندروی صحیح نیست. اما به عرض شما برسانم که بی حجابی دو نوع است. گروهی که ناآگاهند باید روی انها کار فرهنگی وسپس اجرایی انجام داد. و گروهی که مأمور حریم شکنی در جامعه هستند مخصوصاً در شهرهای مذهبی در حال اجرای مأموریت هستند قرآن در مورد این گونه اشخاص می فرماید اول کار اجرائی قاطع و تعزیرات و سپس کار فرهنگی کنید. در سورهی نور که بیشتر احکام آن مربوط به عفت عمومی جامعهی مسلمین است، در اول سوره میگوید احکام این سوره الزامی و واجب الاجرا است. بعد بلافاصله میفرماید «الزانیه والزانی فاجلدوا کل واحد منهما» یعنی زناکار را که حریم خانوادهها را ناامن و حکم خدا را سبک میکند، شلاق بزنید، سپس کار فرهنگی از قبیل ازدواج آسان و روابط مشروع مرد و زن در حوزهی ازدواج را مطرح میکند را مطرح میکند. باز هم از آقایان مسؤل فرهنگی میپرسیم که چرا دولت فعلی ما وقتی میتواند با قدرت تمام قیمت گاز را از بیست هزار تومان به پانصد هزارتومان برساند و این گرانی و گرانیهای دیگر را دامن بزند، در مورد بیحجابی جامعه ناتوانی میکند وقایقران و فوتبالیست وآکروباتیک زن را به خارج میفرستد تا عرض اندام کنند. این چه ضرورتی است؟ آیا این عمل به قرآن است؟ چرا نماینده مردم در مجلس از رئیس محترم دولت راجع به حجاب سؤال میکند جواب سربالا میشنود؟ ما میبینیم تنها رهبر معظم انقلاب و ولی امر مسلمین فریادش به آسمان بلند است که اسلام و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را احیا کنید. چرا شماها فریاد «یالَلمسلمین» ایشان را جواب نمیدهید؟ چرا دانسته یا ندانسته در مقابل توانمندی شماها اسلام و اعتقادات تخریب میشود؟ چرا به عملکرد حوزهی خود نظارت نمیکنید؟ جناب آقای حسینی، بهترین عمل برای شما آن است که معاون سینمایی خود را به زیر سؤال برده و نگذارید بیش از این اسلام به استهزا گرفته شود. در نظام اسلامی ما تا یک خیانت و یا عمل مشکوک سیاسی رخ میدهد یک زلزله فراگیر پدید میآید و دندان پوسیده کشف و طرد میشود و این خیلی خوب است. اما وقتی اسلام و دین و روحانیت و امر به معروف و نهی از منکر و حجاب به خطر میافتد حرکتی و غیرتی مشاهده نمیشود. جناب آقای ضرغامی شما وقتی در مورد انتخابات جوّ فراگیری که وظیفهی این سازمان است، ایجاد میکنید که کار به خوبی انجام میگیرد پس شما میتوانید در مورد امور دین و ترویج اسلام جوّ تأثیرگذار برقرار کنید، پس چرا دراین مورد در خاموشی به سر میبرید؟ در ماه رمضان، چرا باید با نمایش پی در پی سریالهای کنترل نشده مساجد خالی نگاه داشته شود؟ آیا درست است که در شبهای رمضان جوانان در خانه ها زمین گیر شوند و از حضور در مساجد عقب بمانند؟ آن هم با موضوعاتی مانند نمایش شیطان در چهرهی اشخاص مذهبی، تمسخر قبر و قیامت، انتقال چشم برزخی با پیوند قرنیه، سرگردان بودن ارواح بعد از مرگ و... که عمدتاً مغایر تعالیم اسلام است. مثلاً در یکی از این سریالها شخصی با یک قیافهی محترم و متدین در فیلم ظاهر میشود و در ادامهی فیلم معلوم می شود این شخص همان شیطان بوده است. آیا ملتفت هستید این یعنی چه؟ از این اعتراضات سرسری نگذرید و این ایراد اکثر مردم و باید پاسخگو باشید. کاهش سانسور فیلم های خارجی- مسخره کردن قبر و قیامت و تقدسزدایی از مظاهر دین مانند روحانیت در بسیاری از سریال های طنز - فیلمهای ماه رمضان مانند 5 کیلومتر تا بهشت، و بسیاری از فیلم هایی که به طور علنی و غیر علنی دین را تخریب و اعتقادات خرافی را ترویج می دهند – و از طرفی پخش مستندها و برنامه بسیار مفید از ساعت 12 شب تا 4 صبح که اکثر مردم در خواب هستند و پخش برنامه های مبتذل در ساعات پر بیننده – پخش موسیقی های مبتذل و کاملا مناسب مجالس لهو و لعب و تشویق مردم به خوانندگی و ریختن قبح رقاصی و.... به طور مثال برنامه های کودک مانند فیتیله و عمو پورنگ بچه ها را که دارای روحی پاک و آماده تربیت دینی هستند، به موسیقی و رقاصی عادت می دهند، چه کسی معین کرده است که شاد نگه داشتن فقط به رقاصی و موسیقی است؟ چرا میخواهید ما را فریب دهید؟ شما فکر می کنید آینده این بچه ها چه خواهد شد؟ ترویج ترانههای مذهبی در مناسبت های شادی با آهنگ های مبتذل - معمولاً در فیلمهای به اصطلاح مذهبی دو گروه ارائه میشوند، 1 – شخصیتی دیندار افراطی (خشکه مقدس ) 2 – شخصیتی بی دین التقاطی ولی متمدن و اجتماعی هستند، آیا واقعا شما این تبلیغات سمّی را درک می کنید، البته که درک میکنید و... تذکرات اختصاصی به مدیریت محترم ارشاد تمام ایراداتی که به رئیس محترم صدا و سیما وارد بود به حضرتعالی دو برابر شامل است زیرا معاون سینمایی شما فیلم هایی را که ضد احکام صریح قرآن کریم است تأیید کرده است. حالا شما خواهید دید که بعد از اکران فیلم «گشت ارشاد» چگونه فریضهی امر به معروف و نهی از منکر، چهرههای مذهبی و بسیجی مسخره میشوند. شما به رخ ما نکشید که این فیلمها در جشنواره فیلم فجر تأیید شده، آنجا کدام دیندار اسلامشناس چنین فیلم هایی را تأیید کرده است؟ شما که فیلم ورود آقایان ممنوع که توهین به آیات سورهی نور است. ملاحظه می کنید که چگونه دختران دبیرستان به مرد ممنوع الورود اظهار عشق می کنند و او انگشت خود را بر صورت بانویی که نسبت به نامحرم حساس است فرو می برد و این مدیر مدرسه را نسبت به این امر بی-تفاوت می کند و حجاب کنار می رود و.... آنگاه معاون سینمایی شما به آن اجازهی اکران می دهد. جناب وزیر ارشاد، اگر مأموران الهی از شما بپرسند که چرا اجازه دادید چنین فیلمهایی تأیید شود چه جوابی خواهید داد؟ چه کسی عامل اصلی تحقیر حجاب و اسلام و ترویج خرافات به عنوان دین در جامعه خواهد بود؟ این معاون سینمایی شما که این گونه فیلمها را مجاز کرده در واقع امر به معروف و نهی از منکر که یکی از فروعات متروکهی دین در جامعه است را متروکتر میکند. این امر از دو حال خارج نیست یا معاون سینمایی شما دغدغهی دینی ندارد، پس در این صورت این پست برای او خارج از ظرفیت است و اگر او ساده لوح بوده و فریبش دادهاند که اجازهی پخش فیلمهای مخرب و ضد دین را میدهد باز هم این پست برای او به ضرر نظام است. ضمناً به اطلاع شما برسانم که مفتضح ترین فیلمها در اتوبوسهای بین شهری و قطارها، پخش می گردد. آیا این مسئله کار فرهنگی نامیده می شود؟ آیا این مسئله مشکوک نیست؟ من در پایان سخنانم مضمون حدیثی را به عرض صاحبان امضا می رسانم. از رسول گرامی (ص) روایت است گناهی که تا قیامت توبه ندارد، این است که کسی را بر مردم حاکم کنی که شایستهی آن نبوده است. و ما مردم هم اگر به کسانی رأی بدهیم که دغدغهی دینی و خدمت به مردم و کشور ندارد و ولایت فقیه برای او فقط یک شعار است ما هم همین گناه را مرتکب شده ایم. [ ۱۳٩۱/۱/٢٩ ] [ ۱۱:٤۳ ب.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
یک روز که تو چادر نشسته بودیم، دونفر وارد شدند. آقا مهدی نگاهی به آنها کرد و گفت: «مرتضی! چهرهشون داد میزنه موندنی نیستن.» خندیدم و گفتم: «همه که دارن میرن، پس ما چی؟» گفت: «تو یکی میمونی و شهید نمیشی!»یک روز که تو چادر نشسته بودیم، دونفر وارد شدند. آقا مهدی نگاهی به آنها کرد و گفت: «مرتضی! چهرهشون داد میزنه موندنی نیستن.» خندیدم و گفتم: «همه که دارن میرن، پس ما چی؟» گفت: «تو یکی میمونی و شهید نمیشی!» یک روز که تو چادر نشسته بودیم، دونفر وارد شدند. آقا مهدی نگاهی به آنها کرد و گفت: «مرتضی! چهرهشون داد میزنه موندنی نیستن.» خندیدم و گفتم: «همه که دارن میرن، پس ما چی؟» گفت: «تو یکی میمونی و شهید نمیشی!» ستارههای پرفروغ و نورانی محله مهدیآباد ساری، همیشه در آسمان این شهر درخشیدهاند. در جستوجوی یافتن یکی از این ستارهها وارد کوچه شهید معلم کلایی میشوی. نمیدانی خانه مهدی کجاست. پاهایت بیاختیار تو را به سمت کوچهای تنگ میکشاند. نوشتهای کمرنگ روی دیوار و تصویر مهدی راهنمایت میشود تا خانه او را پیدا کنی. زنگ در را میفشاری. پیرزنی با چشمهای کمسو در را باز میکند و با رویی گشاده پذیرایت میشود. وارد اتاق میشوی. صفا و معنویت خانه تو را مجذوب میکند؛ چرا که این همه را از حضور مهدی وام گرفته است. نسیم ملایمی از پنجره اتاق میوزد. هنوز ننشستهای که پدر شهید وارد میشود. آنقدر صمیمی و دلنشین حرف میزند که دوست داری تمام خاطرات مهدی را از زبان او بشنوی، اما این توفیق نصیبت نمیشود. واکمن را روی میز میگذاری و از مادر مهدی میخواهی از شهیدش بگوید.
دلم نیامد از او، از دل باصفایش، آن دم که نور شهادت را در چهره دوستانش مینگریست و بشارتش را به آنها میداد برایتان ننویسم. شیطنت، مهربانی، اخلاص، تواضع، خلاقیت، ادب، توکل، علم، تلاش و امید و... از او شخصیتی منحصر به فرد و دوستداشتنی ساخته بود. دفترچه مشکی دستنوشتهاش را که ببینی، هرچه بیشتر ورق میزنی، بیشتر متعجب میشوی. دفترچه پر است از ترجمه مناجاتهای امام سجاد(ع). گویا مهدی گمشدهاش را میان مناجاتهای امام سجاد(ع) جستجو میکرد. و اینک خاطراتی که از زبان مادر و برادر و دوستانش گرد آمده است.
لحظه تحویل سال که میشد، همه با لباس نو، دور سفره هفتسین مینشستیم، ولی مهدی با همان لباسهای قدیمیاش میآمد. پدر و مادرمان ناراحت میشدند و میگفتند: «مهدی! چرا لباسهای نو را نمیپوشی؟» سرش را پایین میانداخت و به آرامی میگفت: «همین لباسها خوبه». بعدها فهمیدیم لباسهای نو را به نیازمندان هدیه میداد. این کار هر سالش بود.
از همان کودکی، مهدی و برادرش، محمد که یک سال از او کوچکتر بود، کنار پدرشان میایستادند و نماز میخواندند. بعضی وقتها هنگام خواندن نماز، زیر چشمی به هم نگاه میکردند و میخندیدند. نماز که تمام میشد، پدرش با عصبانیت یک پسگردنی به مهدی میزد و یکی به محمد و میگفت: «بچهجان! آدم که موقع نماز نمیخنده.» بعدها طوری شده بود که همین آقا مهدی، اشکال ما را در نماز میگرفت.
خیلی به تیراندازی علاقه داشت. برای خودش تفنگ بادی خریده بود. چندروزی که گذشت دیدم پرتقالهای درخت حیاط پوسیده شده و به زمین افتاده است. به او گفتم: «مهدی جان! چرا این کار رو کردی؟ اینا برکت خداست.» دستپاچه شد و گفت: «من نکردم.» من که میدانستم کار، کار اوست، گفتم: «به جز تو کسی تو خونه تفنگ بادی نداره!» خندید و در رفت. ولی دیگر دست به چنین کاری نزد. بعدها که از دوستانش شنیدم تو جبهه تیرش خطا نمیرفت، به یاد این شیطنتش در نوجوانی میافتادم.
شوخیهای آقا مهدی هم بامزه بود، هم منحصربهفرد. از مجموعه نوارهای استاد انصاریان، یک نوار گلچین از مصیبتها، روایتها و احادیث ضبط کرده بود. یک روز همه بچهها را جمع کرد و گفت: «بیاین این نوار آقای انصاریان رو گوش کنیم، بریم تو حال. این دیگه آدم رو منفجر میکنه.» تبلیغاتش گرفت و خیلی از بچهها جمع شدند تا نوار گلچین شدهاش را گوش کنند. واقعا ًهم جالب بود و بیشتر بچهها رو به فکر فرو برد. آقا مهدی وقتی دید حواس همة بچهها به صحبتهای نوار است، شیطنتش گل کرد. یواشکی نوار را خاموش کرد و از چادر پرید بیرون. چون میدانست اگر بماند، بچهها حسابش را خواهند رسید.
یک روز دیدم با مشتی از سنگ مرمر به خانه آمد. کنار چاهی که در وسط حیاط بود، نشست و یکییکی آنها را به داخل چاه انداخت و گفت: «اینا رو از بچهها بردم.» با تعجب گفتم: «مهدی! تو هم؟ تو که اهل بازی با سنگ مرمر نبودی؟» خندید و گفت: «آخه صبح تا غروب کارشون شده تو کوچه با اینا بازی کردن! درس و مشق رو به کلی گذاشتن کنار. باید به فکر درسشون باشن.»
یکبار آقا مهدی گفت: «بیاین پول بذاریم، یک دوربین فیلمبرداری بخریم، نحوه شهادت بچهها رو فیلمبرداری کنیم.» گفتیم: «کی میخواد فیلمبرداری کنه؟» گفت: «من! هم میجنگم، هم فیلم میگیرم. این فیلمها بعداً میلیارد تومن میارزه!»
مجروح که شد، آمد خانه مدتی استراحت کند. برایش تشک پهن کردم تا روی آن دراز بکشد. ولی هر بار که از اتاق بیرون میرفتم، تشکها را جمع میکرد و روی فرش میخوابید. میگفتم: «مهدی جان! تو زخمی هستی، نباید روی زمین بخوابی!» میگفت: «مامان! دلم نمییاد بچهها تو جبهه رو زمین میخوابن، من اینجا روی تشک بخوابم؟»
هربار که به مرخصی میآمد، از او میخواستم درسش را بخواند. چون تا اول دبیرستان بیشتر درس نخوانده بود. خیلی دوست داشتم دیپلمش را بگیرد. آن وقتها مدرک دیپلم خیلی ارزش داشت. هر وقت زیاد اصرار میکردم، میگفت: «مامان! الان جبهه رفتن از درس خواندن واجبتره.» ولی من دستبردار نبودم. بالاخره قبول کرد. یادم میآید شبها تا دیروقت بیدار میماند و در گوشهای از اتاق زیر نور چراغ خواب درس میخواند. خیلی مواظب بود تا مزاحم دیگران نشود. دو ماه درس خواند دیپلمش را گرفت.
یک روز که تو چادر نشسته بودیم، عظیم باقری(1) و ناصرسوادکوهی(2) وارد شدند. اولینبار بود به گردان مسلمبنعقیل(ع) میآمدند. آقا مهدی نگاهی به آنها کرد و آهسته به من گفت: «مرتضی! به چهره این بچهها نگاه کن. چهرهشون داد میزنه موندنی نیستن.» خندیدم و گفتم: «همه که دارن میرن، پس ما چی؟» گفت: «تو یکی میمونی و شهید نمیشی! باید خیلی از سختیها و مشکلات رو تحمل کنی؛ ولی سعی کن در همه حال مرد باشی.» همینطور هم شد. همه آنها شهید شدند و من ماندم.
گاهی اتفاق میافتاد که بچهها سفره را پهن میکردند و منتظر میماندند تا او نمازش تمام شود. یکی دو تا از بچهها که اهل مزاح بودند، داد و بیداد راه میانداختند و میگفتند: «آقا! بلند شو دیگه! خسته شدیم. میخوایم غذا بخوریم، داریم از گشنگی میمیریم.» یک روز علت سجدههای طولانیاش را پرسیدم. در جوابم گفت: « امام سجاد(ع) سجدههایی داشتندکه مردم فکر میکردن امام خوابیده.»
هیچ وقت ندیدم به کمبودهای جبهه اعتراض کند. اگر چند روز متوالی، غذا و آب برایمان نمیرسید، شکایتی نمیکرد. شب تا صبح اگر در خطرناکترین نقطه او را برای نگهبانی میگذاشتند، اعتراضی نمیکرد. همیشه میگفت: «بدترین نقطه تو جبهه، بهترین نقطه است؛ چون احتمال شهادت برامون اونجا بیش تره.»
سال 64، پادگان لشکر 25 کربلا از جادة سوسنگرد به هفتتپه انتقال یافت و ما هم برای اولینبار به آنجا رفتیم. بعد از چند روز بچههای گردان مسلمبنعقیل(ع) به مرخصی رفتند. پادگان در سکوت دلگیری فرو رفت. یک روز به آقا مهدی گفتم: «اینجا کجاست ما رو آوردن؟ همه بچهها رفتن کنار خانوادههاشون. من و تو موندیم اینجا کنار عقرب و رتیل که چی؟» برگشت و با ناراحتی گفت: «مرتضی! دیگه این حرف رو نزن، اینجا قطعهای از بهشته. قطعهای از عرش خداست. اینجا قدمگاه شهدای ماست. آدمایی اینجا نفس کشیدند که حالا تو بهشت همنشین خدا هستند.»
تازه از جبهه آمده بود. خیلی خوشحال بودم. مدتها بود که او را ندیده بودم. ساکش را گوشة آشپزخانه گذاشت. هنوز چند روزی از مرخصیاش نگذشته بود که با عجله به منزل آمد و مشغول بستن ساکش شد. گفتم: «مهدی چه خبره؟ میخوای برگردی؟» لبخندی زد وگفت: «آره! مگر نشنیدی؟ امام فرمان حمله داده، باید برم.»
بعد از عملیلت والفجر 8 بود. در خانه استراحت میکردم که به عیادتم آمد. غروب که خانه خلوت شد، گفت: «مرتضی! میخوام یه یادگاری بهت بدم ناراحت نمیشی؟» خندیدم و گفتم: «مگه از مهدی معلمکلایی، یادگاری گرفتن نارحتی داره؟ تازه خیلی هم خوشحال میشم.» از جیبش عکسی درآورد و داد به من. عکس خودش بود. گفت: «اینو از من یادگار داشته باش. احتمالاً فردا با بچهها میریم خط، قراره تو جاده شنی عملیات کنیم. اگه فردا رفتم که هیچ، اگه نرفتم، بازم میآم دیدنت.» نگاهی کردم و گفتم: «التماس دعا.»
خنده زیبایی کرد و گفت: «رفتن من ایندفعه برگشت نداره.» خدا میداند آن روز اصلاً به حرفش توجه نکردم، فقط گفتم: «بس کن مهدی، مگه قراره همه بریم؟ یه عده هم باید بمونن.»
باورم نمیشد آقا مهدی شهید شده باشد. یاد روز آخری افتادم که آمد پیشم. حرفهایش در ذهنم مرور میشد. پرسوجو کردم، فهمیدم آقا بهروز(3) در آن عملیات بود. از او دربارة مهدی پرسیدم، گفت: «مرتضی! تیر به گردن مهدی خورد. خون زیادی ازش رفته بود، خیلی دستوپا میزد. نمیتونستم تحمل کنم، زیر اون آتیش امکان عقب آوردنش نبود، رفتم جلو، اما تیر به دستم خورد، مهدی حدود سی دقیقه دستوپا زد تا شهید شد.
بسیجی شهید مهدی معلمکلایی در سال 1342 در شهرستان ساری دیده به جهان گشود و در عملیات ایذایی( فاو ـ جاده شنی) در 29 اردیبهشت 1365 به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای ساری آرمیده است.
معتقدم امروز سیر و سلوک در حیات آسمانی شهدا راه را برای رسیدن به مقصد نهایی هموارتر میکند و آنگاه که در زیر آتش هجمههای دشمن درون، زندگی دشوار میشود، کافیست با توسل به دامان پاک شهدا، نسیمی از آن سوی عالم به جان خستهمان دمیده شود که این همان دم مسیحاست و مردهای را زنده میکند.
خدا کند شهدا را به دست روزمرگیها نسپاریم!
پینوشتها:
1. شهید بزرگوار عظیم باقری، در عملیات کربلای 8 در هجدهم فروردین 1366 در شلمچه به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای شهرستان ساری آرمیده است.
2. شهید بزرگوار ناصر سوادکوهی در عملیات کربلای 8 به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای شهرستان ساری آرمیده است.
3. شهید بزرگوار بهروز مستشرق در منطقه عملیاتی شلمچه، در چهارم خرداد 67 به شهادت رسید و پیکر مطهرش در گلزار شهدای ساری آرمیده است.
[ ۱۳٩۱/۱/٢٥ ] [ ۳:٢٠ ب.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
ابوالقاسم طالبی در پاسخ به سوال یک خبرنگار متواری و ضد انقلاب گفت: من در اینجا متولد شدهام و تا آخر ایستادگی میکنم و تا زمانی که زنده هستم خودم و فرزندانم، میز انگلیسیها را اگر بخواهند چیزی روی آن قرار دهند، میشکنم، ما همیشه ایستادهایم.
به گزارش فارس، «مسیح علینژاد» روزنامهنگار ضد انقلاب خارجنشین به بهانه اکران فیلم سینمایی «قلادههای طلا» با «ابوالقاسم طالبی» کارگردان این فیلم گفتوگویی تلفنی انجام داده است. ابوالقاسم طالبی به خوبی و با توانمندی، با منطق و استدلال انقلابی و گاهی با طنز، پاسخ مواضع ضد انقلابی این خبرنگار را داده است. مسیح علی نژاد به دلیل پاره ای از مسائل غیر اخلاقی و ربودن برخی اسناد از مجلس هفتم اخراج شد و در جریان فتنه ۸۸ فعالانه با جریانات برانداز متصل به خارج همکاری می کرد. او خبرنگاری را از سال ۱۳۷۸ با روزنامهٔ همبستگی آغاز کرد و بعد از آن با ایلنا همکاری کرد. از او در روزنامههای شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هممیهن و اعتماد ملی نوشتههایی منتشر شده است. وی در سایت های اینترنتی به جوجه اردک زشت شهرت دارد. علینژاد پس از فتنه ۸۸ به آمریکا و انگلیس فرار کرد و هم اکنون ساکن انگلیس است. وی در زمان اقامت در آمریکا، در جمع ضد انقلاب و براندازان خارج نشین درباره انقلاب گفت: «سی سال ما لرزیدیم» وی پس از دستگیری برخی مسئولان سایت های سکسی در ایران با نگارش مقالاتی از آنها حمایت کرد. وی هم اکنون با پشت کردن به مردمش، جیرهخوار سایت های مشترک المنافع آمریکا و انگلیس در خارج کشور است. متن گفتگوی ابوالقاسم طالبی را با وی در زیر میخوانیم:
وی در ابتدای گفتوگو بیان داشت: من مسیح علینژاد هستم و از بیرون ایران با شما تماس میگیرم.
طالبی هم در جواب گفت: آهان شما را میشناسم، حال شما خوبه؟
علینژاد در ادامه اظهار داشت: شما خوب هستید؟
ابوالقاسم طالبی افزود: سپاسگزارم خانم علینژاد. خوش میگذره خارج؟
علینژاد در ادامه بیان داشت: به شما بهتر خوش میگذره.
طالبی هم در جواب علینژاد اضافه کرد: خوب شما میماندید ایران، اینجا با هم بیشتر خوش میگذراندیم.
علینژاد گفت: الان شما امکان و شرایط ساختن یک فیلم را دارید، اما من حتی امکان این که یک نقد کوتاه به فیلم شما داشته باشم، ندارم آقای ابوطالبی!
طالبی در جواب اظهار داشت: شما عوضش در اینجا هر طور دلت میخواد نقد کن. من ابوالقاسم طالبی هستم. اسمم ابوطالبی نیست! متولد 1340 هستم و دو تا سریال ساختم، فیلمهایم هم «ویرانگر»، «آقای رئیس جمهور»، «نغمه» و «جنگ کودکانه» است.
علینژاد گفت: و «قلادههای طلا» هم الان در ایران جنجال زیادی به پا کرده است.
کارگردان «قلادههای طلا» افزود: جنجال که حالا نه. مردم فیلم را میبینند و راجع به آن صحبت میکنند. دو تا سریال هم ساختم «بازگشت پرستو» و «به کجا چنین شتابان»، همه فیلمهای من در همین رابطهها بود و هیچ وقت خارج از اندیشههای من نبوده است.
ابوالقاسم طالبی در پاسخ به سوال علینژاد مبنی بر اینکه «آیا فشار برای اینکه «قلادههای طلا» توقیف شود واقعیت دارد و آیا امکان دارد مثل فیلم «خصوصی» این فیلم را هم پایین بکشند، گفت: واقعیت امر این بود که وقتی ما شروع کردیم گفتند که فعلا این فیلم نباید اکران شود و به من پروانه نمایش ندادند. من تا روز آخری هم کپیهای فیلمم آماده نبود، هنوز در برخی شهرها کپی ندادیم. در کرمان کپی ندارم چون نتوانستیم کپی بزنیم. ما تا روز آخر مشکل پروانه نمایش داشتیم ولی قرار این نیست که بعد از این که پروانه نمایش داده شد اتفاق خاصی بیفتد. قرار نبوده که اتفاق خاصی بیفتد مگر این مصاحبه حضرتعالی باعث شود که ترتیب ما را بدهند.
علینژاد در ادامه این سوال را مطرح کرد که: الان سوال من این است که شما که در فیلم خودتان تمام اعتراضات پس از انتخابات را یک دسیسهچینی دستگاههای جاسوسی خارج ایران برای براندازی حکومت نشان دادید، آیا ساخت این فیلم به درخواست خود رهبری جمهوری اسلامی بود و آن طوری که هم شما گفتید لبیک به رهبری بود؟
طالبی در جواب گفت: من کجا این را گفتم؟
علینژاد افزود: این طوری در واقع از شما منتشر شده، الان شما هر چه بگویید خب پاسخ هست.
طالبی در جواب بیان داشت: من همچین چیزی نگفتم ولی مصاحبه هم نمیکنم خانم علینژاد با مطبوعات و شبکههای خارج از کشور.
علینژاد افزود: خب یعنی شما الان فکر میکنید...
کارگردان «قلادههای طلا» اضافه کرد: چون شما را میشناسم و یادم هست که به هر حال نویسنده خوبی بودید، به احترام شما صحبت کردم.
علینژاد اضافه کرد: من الان هم همان نویسندهام و تغییری هم نکردم. تنها تغییرش این است که بعد از انتخابات ماهایی که داخل ایران بودیم را وصل کردن به دستگاههای جاسوسی خارج از کشور. مثل همین کاری که شما در فیلمتان کردید، در غیر این صورت من که هیچ تغییری نکردم، شما چرا گفتوگو نمیکنید؟
طالبی در جواب ادامه داد: من که نگفتم با شما. من الان به احترام شما دارم صحبت میکنم. گفتم با شبکههای خارجی مصاحبه نمیکنم؟
مسیح علینژاد اضافه کرد: حالا شما قبول دارید سینمای ایران یک سینمای مستقل نیست و فقط به آقای طالبی اجازه داده میشود که جنبش سبز را یک دسیسه خارجی بداند ولی به آقای جعفر پناهی این اجازه داده نمیشود.
طالبی گفت: آقای کمال تبریزی و حاتمیکیا هم قبل از من در این باره {وقایع سال 88} فیلم ساختند.
علینژاد گفت: نه. الان جواب سؤال من را ندادید. آقای پناهی دستگیر شده؟
طالبی اظهار داشت: شما به من میگویید که فقط به شما اجازه میدهند، من میگویم که آقای حاتمیکیا و آقای تبریزی قبل از من راجع به قضایای 88 فیلم ساختند.
مسیح علینژاد در ادامه گفت: خب دیگر پس جواب سؤال من را ندادید. از آقای احمدینژاد هم وقتی یک سوال پرسیده میشود مثلا میگوییم در ایران در کهریزک چرا این قدر کشته داده میشود، میگوید تو آمریکا هم هست، تو ابوغریب هم هست، من مشخصا این سؤال را پرسیدم که آقای پناهی به خاطر ساختن یک فیلم از کشته شدگان...
ابوالقاسم طالبی در ادامه گفتوگو این سوال را مطرح کرد که در کهریزک چند نفر کشته شد؟
علینژاد در پاسخ بیان داشت: در کهریزک سه نفر را خود جمهوری اسلامی اعلام کرده که محسن روحالامینی، امیر جوادی و محمد کامرانی هستند اما رامین آقازاده قهرمانی و محمد نجاتی کارگر را هنوز اعلام نکردند. تا حالا با مادرهای اینها صحبت کردید آقای طالبی؟
طالبی گفت: با مادرهای آنها صحبت نکردم ولی با خانوادههایشان چرا صحبت کردم.
علینژاد در ادامه افزود: من عرض کردم تا حالا با مادر این کشتهشدهها صحبت کردید؟
ابوالقاسم طالبی اظهار داشت: من باخانوادههایشان صحبت کردم ولی با مادرانشان نه.
مسیح علینژاد اضافه کرد: با خانواده کدامشان در این فیلمتان صحبت کردید، کدام یک از آنها را توانستید نمایندگی کنید؟
طالبی در جواب افزود: من در رابطه با کهریزک فیلم نساختم. فیلم من تا قبل از اتفاقات کهریزک هست.
علینژاد در ادامه مصاحبه گفت: شما الان یک فیلمی ساختید که در آن از جنبش سبز هم یاد شده است. با کدام یک از این آدمهایی در راهپیمایی شرکت کردند گفتوگو کردید، به جز آنچه که خودتان گفتید و کتابهایی که توسط وزارت اطلاعات منتشر شده است.
طالبی در جواب تصریح کرد: نه فقط راجع به وزارت اطلاعات نبود. من ندیدم وزارت اطلاعات کتابهایی در این باره منتشر کند.
علینژاد در ادامه بیان داشت: الان اطلاعات شما در مورد این فیلم از کجاست؟
طالبی افزود: خانم علینژاد این طوری نیست که شما میگید.
مسیح علینژاد اضافه کرد: نه. من فیلم شما را ... نه نه. من مطالعه کردم. یک لحظه اجازه بدهید، شما گفتید در واقع در این فیلم سناریواش این طوری است که رئیس جمهور سابق قرار است ترور شود و اتاق فکر تمام اتفاقاتی که افتاده آمریکا و انگلیس هستند. من در واقع سؤالم این است که آیا این فیلم یک فیلم برگرفته از واقعیت است یا نه؟ شما هر جوابی بدهید ارزشمند است.
کارگردان سیاسیترین فیلم تاریخ سینمای ایران در جواب این روزنامهنگار گفت: ببینید مسئله این است که فاصله شما با اتفاقات 88 از طریق فیسبوک و اخباری بود که میشنیدید. در ایران که حضور نداشتید؟
علینژاد اضافه کرد: آقای طالبی من با خانواده بیش از 50 حالا 52 و 53 نفر از کشتهشدگان مصاحبه کردم.
طالبی آمار ارائه شده توسط علینژاد را نادرست میداند، اما علینژاد میگوید من صدای آنها را من ضبط کردهام.
ابوالقاسم طالبی در ادامه این گفتوگو اظهار داشت: آقای موسوی در ختم ترانه موسوی شرکت کرد ولی بعدا معلوم شد این دختر زنده است.
علینژاد افزود: آقای موسوی توی اون ختمی که شرکت کردند، برنامهریزی شده بود که آقای موسوی برود و بعد خانواده را جلوی تلویزیون بیاورند. احمدی نجاتی کارگر هم همینطور بود آقای طالبی که صدا و سیما جمهوی اسلامی رفته از قبر قدیمی برادر احمد فیلم گرفته است. تلویزیون با یک نفری به اسم احمدی کارگر مصاحبه میکند و میگوید ایشان اصلا کشته نشده ولی ما با مادرش که حرف میزنیم گریه میکند و میگوید پسر من بعد از کهریزک کشته شده، قبری که تلویزیون نشان داده برای هفت سال پیش بود.
طالبی در ادامه تصریح کرد: اینهایی که شما میگویید همهاش مال چیزهایی است که شما با تلفن از بعضیها پرسیدید که اطلاعات کامل و واثقی نیست، اطلاعات کامل و واثق را باید تشریف بیاورید اینجا، راه بیفتید تو خانهها، بروید با آدمها حرف بزنید، بعد بلند شوید بروید ببینید اون قبری که نشان میدهند واقعا هست یا نه واقعیت نداره. خودتان بروید بهشت زهرا. من همه این کارها را کردم، البته من در رابطه با کهریزک.
علینژاد اضافه کرد: آقای طالبی شما در فیلمتان از کهریزک هیچ چیزی نیست، در حالی که یکی از اساسیترین اتفاقاتی که حتی آقای خامنهای هم به آن اشاره کردند، کهریزک بوده ولی در فیلم شما هیج اشارهای به کهریزک نشده است؟
طالبی در ادامه بیان داشت: آن چیزی که آقا گفتند و جلویش را گرفتند، یک فیلم سینمایی کامل هست که من در برنامه هفت هم گفتم که به نظر میرسد خود کهریزک یک فیلم سینمای کامل است و باید راجع به آن فیلم ساخته شود. همین طور برای سعیده پورآقایی، عاطفه امام و ترانه موسوی. همه اینها یک فیلم سینمایی است که باید راجع به آن کار شود و این که شما انتظار دارید...
طالبی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه چرا شما سراغ مادر سهراب اعرابی نمیروید؟ گفت: من عرضم به شما این است که شما اینجا نیستید، الان هم که میخواهید با من صحبت کنید من نمیخواهم اهانتی به شما بکنم.
علینژاد در ادامه بیان داشت: نه نه من واقعا صادقانه از شما سوال میکنم، چرا سراغ مادر سهراب اعرابی و ندا آقاسلطان نمیروید؟
طالبی در جواب این روزنامهنگار گفت: ببینید قصه ندا آقاسلطان یک قصه کاملا مبهمی است برای من. من تمام مطالب و اطلاعاتی را که داشتم خواندم و دیدم برای من معما است و هنوز هم حل نشده است. بنابراین من راجع به معماها کار نمیکنم.
طالبی اضافه کرد: عرض من به شما این است که فیلم من حدود 100 دقیقه است، من در 100 دقیقه که نمیتوانم هشت ماه قصهای را که در تحولات اتفاق افتاده، بیاورم. شما این انتظار را از من دارید که همه آن را در یک فیلم سینمایی بیاورم و نشان دهم... طالبی: من اگر گفتم قصهام واقعیت است، قصد ترور آقای خاتمی یک چیزی هست که اینجا پروندهاش هست، آدمهایش هست، همه چیزش هست، هواپیمایش هم هست...
علینژاد در ادامه گفت: نه، آقای طالبی من این را قبول دارم. سوال من فقط این بود که شما راجع به اتفاقی فیلم ساختید که در این اتفاق تعداد چشمگیری کشته شدند ولی در فیلم شما اشارهای به آنها شده و خانوادههای آنها به این فیلم نگاه میکنند.
ابوالقاسم طالبی تصریح کرد: در فیلم من دیده میشود که آدمها کشته میشوند. شما یک پیش قضاوتی دارید که این حکومت اسلامی به من گفته برو این فیلم را بساز و فرموده برو وزارت اطلاعات و فلان و بهمان. اینها واقعا واقعیت ندارد.
علینژاد در ادامه مصاحبه گفت: نه نه من از شما سوال دارم آقای طالبی. هر چی شما بگویید ارزشمند است. سوال من این است که الان هنرپیشههایی که در این فیلم استفاده شده یا هنرپیشههایی که در فیلمهای مشابه استفاده میشدند هنرپیشههای ثابتی هستند. خب این در واقع یک سوال در افکار عمومی به وجود میآورد که آیا همه این هنرپیشهها که به شکل ثابت برای فیلم شما، اخراجیها و فیلمهای مشابه استفاده میشوند مثل «پایاننامه» آیا از مرکز خاصی به شما اعلام میشود که که باید چنین فیلمی ساخته شود یا نه؟
طالبی در پاسخ به این سوال علینژاد اظهار داشت: این سوال متوهمانه است. ببنید اولا در کشور که ما یک میلیارد بازیگر نداریم. دو تا از بازیگران ما از «اخراجیها» هستند، دیگر من شباهتی ندیدم.
ابوالقاسم طالبی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا این فیلم را شما برای خوشایند رهبر جمهوری اسلامی ساختید یا برای افکار عمومی و یا برای تاریخ، گفت: برای من افکار عمومی، مردم و رهبری اینجا جدا نیستند، همه یکی هستند. در روز 22 بهمن، رهبری، مردم و ما یکی هستیم. روز 9 دی ما همه یکی هستیم، انتخاباتها همه ما یکی هستیم، اینجا دوگانگی نداریم، آن دوگانگی که در ذهن شما هست، نیست. حضرت امام (ره) میگفت بروید جبهه، ما نمیگفتیم امام گفته ما برویم ولی بعدا بچههای خودش نروند، مردم با امام فرق نمیکنند، این فرق را شما میگذارید.
ولی من برای این که تاریخ تحریف نشود و فردا یک مشت حرفهای اضافه گفته نشود، تحقیق جامع و کامل کردم و آن چه در فیلم هست نه آن چه که نیست، مثلا کهریزک نیست، خانم ترانه موسوی نیست، عاطفه امام نیست، نماز جمعه آقای هاشمی نیست، روز عاشورا 88 نیست، روز تاسوعا 88 نیست. خب راجع به اینها سوال میکنید از من که چرا نیست! بابا من یک فیلم نود دقیقهای ساختم، همه هشت ماه را که نمیتوانم بسازم.
مسیح علینژاد در ادامه گفت: آقای طالبی من چرا راجع به سعید پورآقایی و ترانه موسوی سوال نمیکنم و یا راجع به کیسهای دیگر که هنوز از قطعیت آنها اطلاع ندارم. من راجع به مادر سهراب اعرابی سوال میکنم که حضور دارد، من راجع به مادر احمد نجاتی کارگر سوال میکنم، راجع به همسر احمد زیدآبادی سوال میکنم، راجع به همسر مسعود باستانی، راجع به همسر بهمن احمدی امویی روزنامهنگار که شما میشناسید.
طالبی افزود: اصلا شما لیست کنید بگویید، من راجع به اینها حرف میزنم. بزنید اشکال ندارد. من میگویم فیلم من راجع به اینها نبوده است.
علینژاد بیان داشت: شما گفتید راجع به چیزهایی که نیست سوال کنید؟
طالبی تصریح کرد: آقای زیدآبادی آن موقعی که تو سایپا یا ایران خودرو مسئول روابط عمومی بود و حقوق میلیونی حقوق آن موقع جمهوری اسلامی خوب بود، بعد تصمیم گرفتند جمهوری اسلامی را ساقط کنند...
علینژاد افزود: آقای زیدآبادی الان زندان است، به خاطر اندیشهشان و واقعا امکان دسترسی این بحثهایی که شما مطرح میکنید را ندارد تا پاسخ بدهد. من اطلاعی ندارم. این فیلم را شما برای خوشامد مردم ساختید، برای تاریخ ساختید یا برای لبیک گفتن به آقای خامنهای؟ این یک سئوال است.
طالبی تصریح کرد: مردم و آقا، برای من و در تعریف من هیچ تفاوتی ندارند.
ابوالقاسم طالبی در پاسخ مسیح علینژاد مبنی بر اینکه آیا من در تعریف شما مردم تلقی میشوم به عنوان مخاطب یا نه؟، گفت: کسی که به مردمش پشت کرده باشد و رفته باشد در دم و دستگاه دشمن، جزء مردم ما بوده ولی نمیدانم چرا - حیف - مردمش را رها کرده، رفته بلندگوی آنها شده، با همه استعدادهایش؟!
علینژاد اضافه کرد: چرا اینطور فکر میکنید. من اگر الان امکان و شرایط کار داخل ایران داشتم، ایران میماندم. همکارهای ما هم الان زندان هستند، آقای طالبی!
طالبی در جواب گفت: نه اینجوری نیست. من نمیگویم تو زندان نیستند. من نمیگویم هیچ کسی را دستگیر نکردهاند. ولی این شکلی هم که شما طرح میکنید -داغ و درفش و زندان و حبس و آه و وای و اگر نباشی میگیرن - این جوری نیست.
علینژاد در ادامه خاطرنشان کرد: یعنی الان شما فکر میکنید که همه چیز آنجا خوب است و در واقع همه روزنامهنگاران آزادی نقد را دارند؟
کارگردان «قلادههای طلا» بیان داشت: ببین محض نیست. اصلا قرار ما نبوده که آزادی محض بدهیم. آزادی محض که آزادی نیست.
علینژاد افزود: من عرض کردم آزادی «نقد».
طالبی تصریح کرد: آهان «نقد» فرمودید. من فکر کردم آزادی محض. نقد با تخریب فرق دارد. نقد با اینکه شما بخواهید نظام را ساقط کنید، فرق دارد. هیچ حکومتی اجازه نمیدهد که ساقطش کنید. شما وقتی بخواهید فضای عمومی را با گفتارتان، با نوشتارتان، با دروغ طوری مشوش کنید که جامعه به اینجا برسد که بگوید خب - دچار بحران شود - خب معلوم است که اجازه نمیدهند ولی اگر شما بیایید فضای نقد را... همین فیلم من نقد است دیگر، سر تا پایش نقد است؛ از نیروی انتظامی نقد کردهایم، از وزارت اطلاعات نقد کردهایم. خب من هم بله! وقتی من نقد کردم وزارت اطلاعات بلافاصله نگفت بفرمایید آقا! خیلی هم خوب است! اینجوری نبود. خیلی فراز و فرودها داشت تا من توانستم کار کنم، ولی خب کار کردم چون برای مردم، برای انقلاب اسلامی از بچگی زحمت کشیدم، جنگ رفتم، الان هم پای این چیزهایی که گفتهام ایستادهام و دارم جلو میروم.
طالبی در خصوص فروش فیلم گفت: استقبال مردمی خیلی خوب بوده، یعنی الان تقریبا فروش اول سینماست.
مسیح علینژاد گفت: بله. شما الان دارید میگویید استقبال مردمی خیلی خوب بوده از این فیلم، اگر آقای جعفر پناهی هم در واقع مجوز فیلم داشت بهتر نبود خود مردم قضاوت کنند؟
طالبی افزود: من راجع به همکارانم نباید صحبت کنم. شما نباید مرا در موضعی بگذارید که من در مقابل جعفر پناهی باشم.
علینژاد بیان داشت: به خاطر اینکه آقای پناهی محکومیت 20 ساله گرفته است. مگر میشود که من خبرنگار وقتی که...
به گزارش فارس، ابوالقاسم طالبی اضافه کرد: ممکن است انسانها بروند جرمی کنند و در دادگاه محکوم شوند، وکیل هم داشته باشند و محکوم شوند. ما که نباید همه کسانی که دارند کار میکنند بگذاریم مقابل... ما اینجا حدود 1000 تا کارگردان داریم. شما هزار کارگردان را بگذارید جلوی آقای جعفر پناهی و بگویید که این هزار نفر جلوی یک نفر؛ یا همهتان باید بمیرید یا آقای جعفر پناهی! آقای جعفر پناهی یکسری جرایمی داشته، رفته آنجا، دادگاه رفته، تجدید نظر شده، دوباره رفته، دوباره آمده... الان هم که همه جا هست ایشان! همه جشنها میآید، شرکت میکند، میآید آنجا مینشیند، خارج از کشور رفته، یک فیلمش را هم فرستاد خارج! اصلا اینجوری نیست. چرا این فکر را میکنی؟ فیلم ندیده را چرا قضاوت میکنی دخترم؟!
طالبی در خصوص محمد نوریزاد، گفت: آقای نوریزاد الان رفیق من است، رفیق خانوادگی من است. شما راجع به نوریزاد صحبت میکنید. آقای نوریزاد در نظر شما، الان یک آزادیخواه است. درست است؟ اولا آقای نوریزاد نقد نکرده، فحش داده، حالا اشکال ندارد. الان هم زندان نیست، آزاد است. من یک عرضی به شما دارم. عرض من این است که شما میگویید کل مخالفین آقا الان زندان هستند؟ اگر زندان هستند، یعنی واقعا آقا آنقدر کم مخالف دارد؟ یعنی این 51 تا 60 تا یا 100 یا 200 تایی که شما میگویید توی کشور 75 میلیونی مخالف دارد؟
آقای نوریزاد که هفتهای یک نامه دارد... اصلا فستیوال نامه راه انداخته، ما اینجا داریم میخوانیم دیگر، شما خارج هستید فکر کنم به دستتان نمیرسد.
ابوالقاسم طالبی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا آقای نوریزاد همانند شما اجازه ساخت فیلم دارد که در سینما اکران شود؟ گفت: آقای نوریزاد داشت فیلم میساخت. ایشان دو فیلم به کمک بنده ساخت، آقای نوریزاد در راستای اندیشههای خود از دوران جوانی تاکنون، زحمت کشید و فیلم ساخت. کل مخارج فیلم را نیز سازمان تبلیغات پرداخت کرد. پول فیلم دوم او را نیز مؤسسه شهید آوینی داد و یک قران هم برنگشت. فیلم چهل سرباز ۲ و نیم میلیارد شد که یک قران آن هم برنگشت. آقای نوریزاد در انتخابات ۸۸ ناگهان یک اتفاقی افتاد که ایشان به تمام گذشته خویش پشت پا زد و به خود و گذشتهاش لعنت میفرستد، این اتفاق برای هر انسانی امکان دارد رخ دهد و حالا شما از آن دارید استفاده میکنید.
کارگردان «قلادههای طلا» در پاسخ به این سوال که آیا ممکن است فردا آقای طالبی هم به کارهایی که امروز انجام میدهد لعنت بفرستد و پشیمان شود؟ افزود: خانم علینژاد ممکن است هر انسانی فریب شیطان را بخورد و تحت تأثیر شیطان قرار گیرد، همه ما در هر لحظه میتوانیم بنده شیطان و یا بنده خدا باشیم.
علینژاد در ادامه خاظرنشان کرد: همین رویکرد و همین نگاه در فیلم وجود دارد، شما هر معترضی را یا اراذل و اوباش دانستهاید و یا عوامل بیگانه و یا فریب خورده. شما بگویید در فیلم شما آیا شخص معترض، جایگاه مثبتی هم دارد به عنوان یک معترض در داخل کشور که بر اساس قانون اساسی اصل ۲۷ بتواند اجازه اعتراض در خیابان را نیز داشته باشد یا نه؟
طالبی بیان داشت: خانم علینژاد، فیلم من اصلا اینگونهای که شما فکر میکنید نیست، معترضین روز 25 خرداد مورد تکریم هم قرار گرفتهاند، از زبان یک بسیجی، آنها مردمی هستند که برای جمهوریشان زحمت کشیدهاند.
علینژاد اضافه کرد: نه اینگونه نیست بلکه آنها مردمی هستند که الان به جمهوری اسلامی معترض بودند و به خیابانها آمدهاند؟
طالبی اظهار داشت: همان مردم را میگوید، در جواب یک بسیجی دیگر میگوید که مردم برای جمهوریشان زحمت کشیدند، برای اینکه من به مملکت خویش پشت نمیکنم، اینجا مال من است.
علینژاد گفت: شما اینجوری تشخیص دادهاید!
ابوالقاسم طالبی در ادامه گفتوگو با این روزنامهنگار گفت: من در اینجا متولد شدهام و تا آخر ایستادگی میکنم و تا زمانی که زنده هستم خودم و فرزندانم، میز انگلیسیها را اگر بخواهند چیزی روی آن قرار دهند میشکنم، ما این هستیم، ما همیشه ایستادهایم، ما بچههای امام(ره) هستیم. نشناختند ما را! حال آنکه برخی از افراد ریزش کنند، از آن طرف هم ۱۰۰ نفر به این طرف آمدهاند، ریزش و رویش در همه جا وجود دارد، دلخوش کنید به آقای نوریزاد، ابراهیم نبوی، البته معلوم نیست اینها آن طرف آمده باشند، شاید بعدها بفهمیم که اشتباه کردهایم (!). فقط ما هستیم که داریم اعتقادی کار میکنیم، بقیه پولیاند یا این طرف میگیرند یا آن طرف...
[ ۱۳٩۱/۱/۱٤ ] [ ۱٢:۳٧ ق.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩۱/۱/٥ ] [ ۸:٥٧ ب.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
مقامات مثلث آمریکا (هیلاری کلینتون) ، انگلیس(ویلیام هگ) و رژیم صهیونیستی (شیمون پرز) پیام های جداگانه ای برای تبریک نوروز صادر کرده اند و کوشیده اند سالها تجاوز به حقوق مسلم ایرانیان در عرصه های مختلف را در پشت جملاتی پنهان کنند . اما راز هایی در این پیام ها نهفته است .
در حالی که هنوز لحظه تحویل سال 1391 خورشیدی فرا نرسیده است ، اما عده ای از شخصیت های سیاسی برخی از کشور ها پیشاپیش به استقبال نوروز رفته اند و این سال را به ایرانیان تبریک گفته اند.
به گزارش «تابناک» در میان این شخصیت های سیاسی ، مقامات مثلث آمریکا (هیلاری کلینتون) ، انگلیس(ویلیام هگ) و رژیم صهیونیستی (شیمون پرز)که در سال 1390 سرمدار اعمال فشار و تهدید و ارعاب علیه ایران بوده اند ، پیام های جداگانه ای را صادر کرده اند و کوشیده اند سالها تجاوز به حقوق مسلم ایرانیان در عرصه های مختلف را در پشت جملاتی عامه پسند پنهان کنند . با این وجود در پس همین پیام ها نیز نکته های مهمی وجود وجود دارد که نادیدن آنها هم چندان خوشایند نیست : اول : اینکه تاریخ و فرهنگ ایران زمین و سنن دیرینه آن ، آنقدر بزرگ و دارای هژمونی فرهنگی در جهان است که حتی کشورهایی چون انگلیس و آمریکا که ادعای بزرگی دارند نمی توانند به آسانی از کنار آن بگذرند و رستاخیز نوروز ایران زمین بزرگ چنان آن را مسحور خود می کند که پیشاپیش نو زایی زمین و زمان را برای ایرانیان جشن می گیرند . اینکه این هدف افراد از این پیام های نوروزی چیست موضوعی ثانویه است ، موضوع اصلی همان تسلط فرهنگ کهن ایران زمین بر رهبران سیاسی در سراسر جهان است ، تسلطی که بودن وجود ایرانی تار و پود آن را ساخته است و دیگران را ناگزیر به ستایش این دوام تاریخی در طول اعصار و قرون متمادی کرده است . دوم : اینکه رهبران مختلف سیاسی که عمدتا در طیف دشمنان ایران قرار می گیرند می کوشند که از تبریک نوروز برای جدا نشان دادن ملت و دولت ایران ، استفاده کند و نوعی جدایی و فاصله را بین ملت و دولت ایران به اذهان تداعی کنند . به نظر می رسد در این بعد این افراد دچار درک اشتباه از نوروز باستانی ایران زمین شده اند ، چرا که نوروز در طول قرن ها عامل هویت بخش ایرانیان بوده است و ایرانیان فارغ از نوع حکومت و نظام سیاسی ، از فرصت نوروز برای تداوم همبستگی ملی خود بهره ها برده اند که آنانکه در در راه این خاک در طول قرون و در حکومت های مختلف جان خود را فدا کرده اند از این ملت بوده اند . در همین سال 1390 و پیش از این جوانانی از این ملت طی عملیاتی تروریستی توسط عوامل رژیم صهیونیستی و با همراهی سرویس های جاسوسی انگلیس و آمریکا به شهادت رسیدند و جان خود را فدای مام میهن نمودند . جوانانی که در خدمت دولت و در زمره همین ملتند . این افراد باز گویی دچار درک ناقص شده اند که سربازان جان بر کفی از نیروهای مختلف نظامی این کشور را جدا از این ملت دانسته اند . سربازانی که درخدمت کشور و حاکمیت ملی کشوری هستند که شبانه روز توسط این رهبران سیاسی مورد تهدید واقع می شوند . امروز در ایران اسلامی نه مستشاران آمریکایی و انگلیسی در خدمت دولت و حاکمیت هستند که دولت و حاکمیت جدا از ملت باشد که این خانوادهای ایرانی هستند که با جان و دل در خدمت کشور ، حاکمیت ملی و استقلال و شرف کشور هستند . امروز حفاظت از این کشور یکپارچه بر عهده جوانان ایرانی است که دست اجانب را در امورات کشورشان قطع کرده اند . امروز دانشمندان هسته ای ، دانشمندان علوم نانو و علوم فضایی ، دانشجویان رشته های مختلف ، مقامات مختلف سیاسی و... همگی از بطن این ملت برخاسته اند و دولت – ملتی یکپارچه را به عنوان ایران را نمایندگی می کنند که حاکمیت ملی خود را پاس می دارد و خود را هویتی می داند که هیچگاه در مقابل تجاوز و اهانت خارجی دوام و قوام تاریخی خود را از دست نداده است و در طول زمان و در پیروزی ها و شکست های تاریخی ایرانی مانده است و در شکست ها هم چنان تسلط فرهنگی خود را بر دشمن گسترانده است که دشمن را هم در نهایت ایرانی کرده و به مسلک خود در آورده است که این ملت برای اینکه ایران گوهری یکتا شود خون دل ها خورده است . سوم اینکه حوادث اخیر جهان و منطقه چنان فضای سیاسی دنیا را صیقل بخشیده و شفاف کرده است که دیگر حتی رهبران انگلیس و آمریکا هم نمی توانند پشت جملات فریبنده خود را پنهان کنند . حوادثی که در لیبی گذشت و قتل عامی که هم اکنون هم در خانه به خانه این کشور در حال انجام است ، حوادث بحرین و لشگر کشی عربستان به این کشور با چراغ سبز این کشور ها ، حوادث عربستان و کشتار شیعیان این کشور و سکوت مجامع بین المللی ، اتفاقات یمن و از مهلکه نجات دادن عبدالله صالح و درگیر کردن مردم یمن در نزاعی قومی ، ناکام گذاشتن انقلاب مردم مصر و سپردن کنترل مصر در دستان شورای نظامی وفادار به آمریکا و مبارک ، حوداث سوریه و استاندارد های دو گانه و... همگی محکی است که برای پیام های دروغ گذاشته شده است و دیگر نمی توان به مقابله به نورانیت روز برخاست . [ ۱۳٩۱/۱/٢ ] [ ۱٠:٠٩ ب.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
حضرت آیتالله خامنهای در نخستین دقایق آغاز سال نو، در پیامی به ملت شریف ایران، با تشریح اوضاع مهم «سال قبل»، چارچوب کلی و افق پیش روی ملت و مسوولان جمهوری اسلامی را در سال پیش رو ترسیم میکنند. [ ۱۳٩۱/۱/٢ ] [ ٩:۳٧ ب.ظ ] [ سرباز امام زمان"عج" ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |